1340، 1346، 1362، و از لحاظ مطالعهٴ زبان مغولي ارزش زيادي دارند. فرانسيس وُودمن كليوز آنها را مورد پژوهش قرار داده، ولي بيشتر گرتهبرداريها، يادداشتها و اسناد او در سال1941 بهدست ژاپنيان ازميان رفت. خوشبختانه او توانست متن مغولي را به خط اويغوري از آخرين كتيبه، يعني آنچه را در سال 1362 نوشته شده، به آمريكا برساند. آن را پُل پليو در سال1908 در كانشو يافت و گرتهبرداري كرد، ولي منتشر نساخت. نخستين چاپ و بررسي آن، موضوع پاياننامهٴ دكتري كليوز از دانشگاه هاروارد در سال 1942 بود.
مطالعهٴ زبانهاي مغولي و منچو در غرب تقريباًبه قدمت زبان چيني است.
انقلاب ادبي چين با هوـ شيه از سال 1917 آغاز شد، ولي نويسندگان چيني نوشتن به سبكي بينابيني را ادامه دادند، كه نه كلاسيك بود و نه امروزي. شايد نخستين كتابي كه كاملاً به سبك امروزي نوشته شد، ترجمهٴ چائو يوئِنرِن از آليس در سرزمين عجايب(1921) بود.
F.W. Hasluck, Christianity and Islam under the sultans ,(2, pp. 633-670, Oxford, 1929).
كتاب و نامههاي هسلاك، كه همسر بيوهاش در سال 1926 انتشار داد، حاوي اطلاعات زيادي در باب احمديه، همچنين بكتاشيه و مولويه است.
آلفونسوي چهارم (شاه آراگون، 1327-1336)، شخصي به نام داود بُنژُرن دو باري (ج 3، 2561)، اهل كويور (در روسيّون، پيرنهٴ شرقي) را در ماه فوريهٴ 1332 به كار گماشت، كه عجايبالمخلوقاتنويس، سازندهٴ اسطرلاب و زيجهاي نجـومي بود و او بر اثر ازدواج با زني گرونايي شهرت و اعتباري يافت.
پرِژان دو كوئتيوي (حدود 1400 ـ 1450) يك درياسالار فرانسوي بود، كه با انگليسيان جنگيد و در محاصرهٴ شربورگ درگذشت. او با دختر مارشال بدنام ژيل دو رَتس (1404 ـ 1440) ازدواج كرد. شاعران و اديبان، بهويژه ژرژ كاستلن مـوجب افزايش شهرت او پس از مرگش شدند. ژرژ كاستلن (1404 ـ 1475) فلاندري، مورخ دوكهاي بورگوندي بود.
مترجم طوطينامهٴ گلدوين از فارسي به انگليسي اميل مولر (1885 ـ 1932) آلزاسي بود. لئونيداس استانيسلاس باگدانُف (1881 ـ 1945) چاپ ديگري از متن فارسي و همچنين چاپ